علمی- فرهنگی- اطلاع رسانی- دانشگاهی
دوشنبه مورخ 20/4/90 به همت دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران کنفرانس تجارت برابر ایران و چین در محل همایش‌های بین‌المللی سازمان صدا و سیما برگزار شد. سطح کنفرانس بسیار عالی و منظم طراحی شده بود و از جمله سخنرانان این کنفرانس که نشان دهنده اهمیت بالای آن بود عبارت بودند از 1-اقای عسگر اولادی مرد تجارت ایران و ریس اتاق بازرگانی ایران وچین 2- سفیر جمهوری خلق چین در ایران(که با وجود شکستگس پا با عصا در این کنفرانس حاضر شده بود) 3-عضو هیات مدیره یکی از 500 شرکت برتر چین (که البته ایرانی هستند به نام آقای دکتر مستقیمی) 1-سفیر هر کشورنماینده و مقام سیاسی آن کشور است و حضور پر رنگ این مقام سیاسی (البته با پای شکسته و عصا) نشان از اهمیت بازار ایران برای کشور چین دارد.ایشان به زبان فارسی در این کنفرانس سخنرانی کردند. 2-تراز مثبت تجاری :بر خلاف انچه به نظرمان میرسد تراز تجاری ایران با چین مثبت است و در برابر حدود 11 میلیارد دلار واردات از چین 18 میلیارد دلار صادرات به چین داریم. 3-چین گرچه در صادرات بسیار مشهور است اما جالب است که بدانیم چین دومین وارد کننده بزرگ دنیاست!! 4-از سال 1970 که توسعه اقتصادی چین شروع به رشد کرد نسبت افراد زیر خط فقر 90 درصد جمعیت ان کشور بوده در حالی که در سال 2010 10 درصد جمعیت 1.3 میلیارد نفری آن زیر خط فقرند 5-پایه های اساسی رشد اقتصاد چین سه عامل مهمند: 1-رشد مصرف داخلی 2- سرمایه گذاری خارجی 3-صادرات 6-در سال 2012 نرخ رشد مصرف در چین از ژاپن پیشی میگیرد 7-درچین کمونیست!!! 760000 شرکت خارجی 1000 میلیارد دلار سرمایه گذاری مستقیم خارجی کرده اند!!! 8- در چین 1.3 میلیارد نفری 150.000.000نفر ثروتمند زندگی میکنند این به معنی انست که انها به دنبال کالای لوکس با برند های معتبر هستندو این نکته برای بازرگانان و تجار به عنوان مهمترین مزیت صادراتی تلقی میگردد. جالب است که بدانید در هیچ کشور دنیا این تعداد انبوه ثروتمند وجود ندارد. 9-ایران دومین شریک تجاری چین در منطقه است 10 . از میان واردات ایران از امارات نزدیک به 7 میلیارد دلارش کالاهای صادرات مجدد با مبدا چین است 11-شرکت های چینی متمایل به سرمایه گذاری در ایران برای صادرات کالاهای خود هستند. از جمله کالاهای حجیم و انرژی بر . این نکته در این کنفرانس تاکید شد. این عبارت قابل توجه صنعتگران کشور مان است که توانایی تولید مشترک دارند.وباید به این نکته به عنوان یک فرصت بسیار مهم و مغتنم نگاه کرد. منبع: http://baziran.blogfa.com/post-47.aspx
+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۲۹ساعت 14:4  توسط استاد  | 

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .

بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .

زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۲۹ساعت 13:33  توسط استاد  | 

 بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد.

حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد. از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمی شد اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی کردند. بسیاری از آن ها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند. آن هایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.

دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :

·         در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می شد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شدند.

·         هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.

·         هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی شد.

·         همه به جاسوسی برای دریافت جایزه که خطری هم برای دوستانشان نداشت عادت کرده بودند.

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است

·         با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می رفت.

·         با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.

·         با تعریف خیانت ها، اعتبار آن ها نزد هم گروهی ها از بین می رفت.

 

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می شود.

سوال :

در زندگیمان به چه میزان خودمان و اطرافیانمان را به صورت خاموش شکنجه کرده ایم؟

 

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۲۹ساعت 13:32  توسط استاد  | 

به همه دانشجویان خوبم که به من لطف داشتند سلام می گم

از همتون ممنونم که منو مورد لطف خودتون قرار دادید(البته امیدوارم به خاطر نمره میان ترم نباشه)

من مدتیه که ایران نیستم و کمتر امکان به روز کردن وبلاگ و جواب دادن به شما عزیزان رو دارم.

به امید شروع ترم جدید و ملاقات شما خوبان.

فعلا

خدانگهدار

در ضمن آقای مهرابی ازت ممنونم سعی می کنم یه عکس جدید بزارم.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۲۳ساعت 23:30  توسط استاد  | 

با سلام به همه دوستان خوبم به اطلاع می رسونم که امکان دادن میان ترم به دروسی که استاد میان ترم رو در تاریخ مقرر وارد نکرده وجود داره.

البته امکان تغییر نمرات میان ترمی که قبلا داده شده وجود نداره.

به همین دلیل نمرات میان ترم سنجی مرکز اراک داده شد.

امکان تغییر نمره میان ترم هیچ یک از دانشجویان مرکز شازند امکان پذیر نیست

موفق باشید

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۱۷ساعت 23:44  توسط استاد  | 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "

 چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۰۲ساعت 12:2  توسط استاد  | 

سلام بر آقای قاسمی و سایر دوستان.

در مورد سوالتون پیرامون انتخاب درس مناسب برای ترم تابستون باید بگم اقتصاد پول کم حجم تر و خوندنی تره به خصوص اگر کلان ۲ رو قبلا خونده باشید.

در مورد میان ترم ها هم که تقریبا همه بهم زنگ زدند باید بگم در حال حاضر سیستم برای تغییر نمره میان ترم  بسته است اگر باز شد کسانیکه با یک نمره مشکلشون حل می شه نگران نباشند سعی می کنم کمکشون کنم.

البته باز هم تکرار می کنم اگه سیستم گلستان تغییر نمره رو باز کنه.

این موضوع شامل تمام دانشجویان اراک و شازند می شه(قابل توجه آقای مکی)

+ نوشته شده در  ۱۳۹۰/۰۴/۰۲ساعت 11:56  توسط استاد  |